


زندی : به خاطر مایلی کهن قید تیم ملی را می زنم
زندی: تیم ملی من را فراموش کرده
محبوب تربن سرباز آریایی این روزها دل پر دردی دارد او که به قول خودش افتخار ایران را به آلمان ترجیح داده هنوز ایرانی ها به عنوان یک ایرانی او را قبول ندارند و به چشم یک خارجی به او نگاه می کردند.فریدون زندی به خاطر عدم دعوت دایی از او برای تیم ملی فوقالعاده ناراحت بود و حال که بزرگترین منتقد او به عنوان مربی تیم ملی انتخاب شده فریدون همه راههای تیم ملی را روی خود بسته می بیند.
۹۰: از تغییر و تحولات تیم ملی خبر داری؟
آری شنیدم همه اتفاقات رو از اینترنت پیگیری کردم اتفاقاتی که به خاطر شکست مقابل عربستان دایی را از کار برکنار و مخمد مایلی کهن را انتخاب کردند.
۹۰: این تغییر و تحولات می تواند به نفع ایران باشد؟
از مایلی کهن شناختی ندارم و با کار او آشنا نیستم و نمیدانم بتواند ایران را به موفقیت برساند یا نه در هر صورت این انتخاب فدراسیون بوده .
۹۰: بعد از اخراج مایلی کهن از تیم ملی با دایی تماس نداشتی؟
نه متاسفانه ولی شنیدم به آمریکا سفر کرده تا مدتی را در آرامش و به دور از هیاهو سپری کند. هر چه باشد برای اسطوره ای همچون دایی اخراج از تیم ملی قابل هضم نبوده و برایش گران تمام شد.
۹۰: به عنوان بازیکن ارتباط خوبی با دایی به عنوان سرمربی تیم ملی داشتی؟
من همواره باید با آمادگی بالای بدنی ام با مربی تیم ملی صحبت کنم اگر خوب باشم مربی از من رضایت دارد و مرا به تیم ملی دعوت می کند اگر که خوب نباشم عکس این اتفاق می افتد ولی خدا شاهد می گیرم در این مدتی که از تیم ملی دور بودم به نا حق دعوت نمی شدم چون بهترین شرایط بدنی را داشتم.
۹۰:دلیل دعوت نشدنت را از دایی نپرسیدی؟
من نمی توانستم به او زنگ بزنم و بگویم چرا من را دعوت نمی کنی او خودش وظیفه داشت پیگیر اوضاع بازیکنان باشد و بهترین ها را دعوت کند ولی فقط دایی یک بار به من زنگ زد و گفتم مصدومیتم برطرف شده و می توانم بازی کنم که ایشان گفت در اردوی بعدی تورا دعوت می کنم ولی نمی دانم چه شد این اتفاق رخ نداد.
۹۰: واقا جای خالی خود را در تیم ملی احساس می کردی؟
این را من نباید بگویم مردم بهترین داور هستند و می توانند به خوبی بد و خوب را تشخیص دهند ولی همه می دانند تا روزی که در تیم ملی بودم شکست نخوردیم ولی از روزی که دعوت نشدم تیم شکست خورد.اگر گل من در مقابل امارات نبود نتیجه لازم را نمی گرفتیم و در همان ئور اول حذف می شدیم.
۹۰: مثل این که دل پر دردی داری؟
نباید داشته باشم من در بهترین شرایط ایران را ترجیح دادم به پدرم احترام گذاشتم و سرزمین پدریم را انتخاب کردم از وقتی که هم عضو تیم ملی شدم ایران را روی قلبم حک کردم و به عنوان یک سرباز به کشورم خدمت کردم ولی متاسفانه که هیچ گاه با من مثل یک سرباز ایرانی رفتار نشد و من را خارجی می پنداشتند درست مثل قطبی با من برخور می کردند. ناراختی من از این است که مربیان ایرانی در تیم ملی به من احترام نمی گذاشتند ابراهیم زاده ِ دایی ِ مایلی کهن به هیچ یک از این ارزشهای من ایمان نداشتند ولی برانکو مرا چشم خود می دانست و از صمیم قلب به من احترام می گذاشت علتش این بود که او خارجی بود و حرفه ای فکر می کرد و حالا هم به خاطر مایلی کهن باید قید تیم ملی را بزنم.
۹۰: مایلی کهن که هنوز اسامی تیم ملی را اعلام نکرده ؟
این آقا زمان مربیان دیگر در تیم ملی علیه من موضع می گرفت و من را پلی استیشن باز قلمداد می کرد که در قبرس فوتبال دستی بازی می کنم حالا چطور می خواهد یک پلی استیشن باز را به تیم ملی دعوت کند .واقعا متاسفم که در ایران هیچ گاه به حقم نرسیدم.
۹۰: پس با این تفاسیر حالا حالاها باید فکر تیم ملی را از ذهنت بیرون کنی؟
من مدت هاست تیم ملی را فراموش کردم چون اگر واقعیت را بخواهی تیم ملی من را فراموش کرده است باور کن ایران را به قدری دوست ئارم که نامش را می شنوم تنم می لرزد و اشک هایم سرازیر می شد ولی افسوس در ایران هیچ کس فریدون زندی خارجی را دوست ندارد و همواره آرزو می کردم من را مثل سایر بازیکنان ایران ایرانی قلم داد می کردند.
۹۰: شرایط را برای صعود به جام جهانی چه طور می بینی؟
کار ایران فوقالعاده سخت است چون شکست مقابل عربستان بیشتر راهها را روی ایران بست ولی در دنیای فوتبال هر چیزی وجود دارد و اگر کمی حرفه ای تر عمل کنیم و تعصب و غیرت بیشتری خرج دهیم شک نکنید هنوز هم می توانیم به عنوان یکی از ۲ تیم به آفریقای جنوبی برسیم.
۹۰: بازی ایران با عربستان را تماشا کردی؟
دقایقی از این بازی را دیدم و باور کن افسوس خوردم چرا
نتوانستیم مقابل یکصد هزار هوادار این تیم نه چندان قوی را شکست دهیم ایران با کمی دقت به راحتی می توانست پیروز باشد.
۹۰: دلیل باخت را چه دیدی؟
کم بودن نفرات در کارهای هجومی و استفاده از تک مهاجم باعث شد نتوانیم این تیم را تخت فشار قرار دهیم ولی در عوض آنها با استفاده از چندین مهره تهاجمی به راحتی ایران را در ورزشگاه آزادی شکست دادند.
۹۰: خودت فکر نمی کنی بازی در لیگهای نه چندان مطرخ اروپایی باعث شده زیاد در تیرس مربیان نباشی
این حرف را قبول ندارم من بازیکن ملی پوش ایران هستم و در هر کجای دنیا بازی کنم مربیان تیم ملی باید آن لیگ را زیر نظر بگیرند به خصوص طی ماههای گذسته بهترین بازیکن تیمم بودم و همواره یا گل زدم و پاس گل داده ام . شک ندارم اگر مربیان کمی تیزبین بودند من در تمام بازی های تیم ملی قیکس بودم.
۹۰: این روزها رفیق صمیمی تو در لالیگا کلی سرو صدا به پا کرده؟
برای مسعود واقعا خوشحالم . مسعود لیاقت این را دارد در بهترین باشگاه های جهان بازی کند و وقتی دیدم گل به این زیبایی به ثمر رسانده برای کف زدم و برایش آرزوی موفقیت کردم.
۹۰: بهتر نیست برای سال آینده به ایران بیایی و در یک از تیم های لیگ برتر ایران بازی کنی تا بازی هایت بیشتر به چشم بیاید؟
این حرفه ای نیست که بخواهم برای تو چشم بودن به ایران بیایم ولی مثل اینکه من هم باید چنین کنم و همانند علی کریمی به ایران بیام تا بازی های درخشان در لیگ ایران مربیان مجبور شوند مرا دعوت کنند چون در این صورت مردم و مطبوعات مربی تیم را تخت فشار می گذارند.
۹۰: با این تفاسیر سال آینده در لیگ ایران بازی می کنی؟
چند روز پیش یکی از اعضای هیات مدیره پرسپولیس به مدیر برنامه ایرانی ام پیغام داد تا برای مذاکره به ایران سفر کنم و این پیشنهاد مرا وسوسه کرد تا هر طور شده به ایران بیایم
۹۰: از تیم های درگر هم پیشنهاد داری؟
از یونان ِ اتریش ِ قبرس ِ لیگ دسته اوا انگلیس و آلمان و ترکیه پیشنهاد دارم چندی قبل هم با یک تیم مطرح آمریکایی تمام کرده بودم ولی شرایط آنها این بود که حتما باید به تیم ملی دعوت شوم که متاسفانه با عدم دعوت توسط دایی این پیشنهاد به خودی خود منتفی شد.
۹۰: با روته مولر آلمانی صحبت کردی گویا او در آلمان رابطه خوبی با تو داشت ؟
مولر در تیم جوانان آلمان من را به تیم ملی دعوت کرد ولی به خاطر این که من ایران را به آلمان ترجیخ دادم از دست من ناراخت شد و همان موقع علیه من در مطبوعات آلمان مصاحبه کرد خال چه توقی دارم که این آلمانی بخواهد مرا به تیم ملی دعوت کند مثل اینکه هکه مخلفان من یک جا در تیم ملی جمع شدند.
۹۰: حرف های ناگفته و پایانی فریدون زندی؟
حرف خاصی ندارم برای همه آرزوی موفقیت می کنم و سال جدید را به همه ایرانی ها تبریک می گویم و دعا می کنم ایرانی ها در تاریخ ۲۷ خرداد جشن صعود به جام جهانی را در خیابانهای تهران برپا کنند و فقط یک گله هم از برنامه نود و مجری آن دارم که همیشه از حق وحقانیت دفاع میکند ولی متاسفانه در این مدت که به من بی مهری م کم لطفی می شد هرگز از من خرفی نزد تا مردم بدانند در اوج آمادگی مورد بی مهری قرار می گیرم.
منبع: روزنامه نود
تیم فوتبال آلکی در ادامه دیدارهای پلی اف خود به مصاق تیم AE Paphos رفت و با نتیجه ۴-۳ به برتری رسید . در این دیدار تیم AE Paphos در دقیقه ۳۵ به گل رسید و دو تیم با همین نتجیه به رختکن رفتند و در ادامه در نیمه دوم تیم آلکی در دقیقه ۷۰ گل مساوی رو زد و در دقیقه ۸۰ تیم حریف گل برتری را زد که فریدون زندی با ۲گلی که در دقایق ۸۲و۸۴ زد تیم آلکی رو پیش انداخت و در آخر هردوتیم در دقیقه ۹۰ هر کدام یک گل زدند و بازی با نتیجه ۳-۴ به نفع آلکی به پایان رسید این درحالی است که تیم آلکی به دسته پایین سقوط کرد.

با این شرایط ماندن فریدون زندی در این تیم وجود ندارد و زندی فصل بعد در تیم دیگری بازی می کند این درحالی است که فریدون از آلمان و ترکیه و پرسپولیس و... پیشنهاد دارد.
تولد فریدون و دعوت شدنش به یم ملی رو به همتون تبریک میگم



ببخشید که این وبلاگ مدتیه تعطیله
سرم شلوغه چه میشه کرد بعدا با
با اخبا ر داغ وعکس فعلا![]()
فردا ۶فروردین تولد فری
جونه.۲۹بهار زندگیه فریدون
رو به خودش خانوادش
و همه ی هواداران چپ
طلایی تبریک میگم
با آرزوی بهترین ها برای
فری جون![]()




او به عشق ايران، به كشور بازگشت. 25 سالبود كه تنها نام ?ايران? را ميشنيد، آن هم ازسوي پدر دلسوزش كه در خارج از ايران سعيكرد پيوند او را با فرهنگ ايراني حفظ كند واينگونه هم شد. مادر فريدون عاشق ايران استو دوست دارد در ايران زندگي كند، با او كه بهصحبت مينشيني، به اين باور ميرسي كه او واقعايك ايراني است و به واقع همينطور ميباشد، درماههاي اخير مطبوعات، مطالب بسياري از ?فري?فوتبال ايران به رشته تحرير در آوردند كه اوچگونه بزرگ شد و حتي گفتگوهايي جسته وگريخته هم با او انجام دادند، اما به طور حتمبرايتان جالب است كه داستان زندگي او را اززبان والدين وي بخوانيد; پدري كه در طول هفتهو در زمان نوجواني پسرش، هفتهاي سه بار،300كيلومتر مسافت را طي ميكرد تا پسرش بهتمرينات برسد و حالا خوشحال است كه ميبيندمزد زحمات خود را گرفته است. گفتگوي ما باوالدين زندي بسيار طولاني بود، اما از آنجا كهعكسهاي يادگاري زيادي از آنان داشتيم ودلمان ميخواست به چاپ برسانيم، به ناچار سعيكرديم، به طور خلاصه و از زبان والدين زندي،داستان زندگي ?فري? فوتبال ايران را براي شمابه رشته تحرير در آوريم.
شايد خيلي از خوانندگان پيش از اين كهبخواهند، بدانند فريدون زندي كيست؟ دوستدارند بدانند پدر فريدون زندي، پرويز كيست؟ اوچه سرگذشتي داشته است و چه شد كه به آلمانرفت و با يك زن آلماني كه مسلمان شده ازدواجكرد، در اين مورد پرويز زندي ميگويد: در سال1323 در كرمانشاه به دنيا آمدم، اما اصليت ماتهراني است، پدرم در شهرباني كار ميكرد و ازهمين رو هراز چند گاهي در ماموريت به سرميبرد، از اين رو فرزندانش، در جاهاي مختلفبه دنيا آمدند.
پدرم بچه سرچشمه و مادرم در منطقه سنگلج بهدنيا آمد، پس از به دنيا آمدن به تهران آمديم ودوران كودكي و نوجواني خود را دردروازهشميران گذراندم...
از همان دوران با ورزش آشنا شدم و بيشتركشتي ميگرفتم. از آن دوران، منزلي به يادگارمانده كه در كوچه آسياب بادي است كه اگرخداوند عمري به ما دهد ميخواهيم آن رابسازيم. دوران دبيرستان را بهخاطر اين كه پدرمدر مشهد مامور بودند، گذراندم و در دبيرستاننصرتالملك درس خواندم.
همانجا كشتي را به شكل حرفهاي ادامه دادمو در سال 1341، قهرمان استان خراسان شدم وبراي مسابقات كشوري به تهران آمدم. اما?سيروسپور? مربي آن زمان مرا بهخاطر 200گرم اضافه وزن از شركت در مسابقات كشوريمحروم كرد كه البته شكست بزرگي براي من بود.
پس از پايان تحصيلات و خدمت سربازي برايگذراندن دوره كشتي سازي، به آلمان رفتم و پساز آن به تهران آمدم و قرار شد در اينجا كاركنيم، اما به ما كار ندادند و داستان مفصلي دارد كهخارج از اين بحث است، من هم پس از مدتيدوباره به آلمان رفتم. در همان دوران با ?الاكخ?آشنا بودم، به او پيشنهاد ازدواج دادم، به او گفتمبه ايران بيايد، اما او نپذيرفت.
و او گفت، من به آلمان بروم. ما هم كه عاشقشده بوديم به آنجا رفتيم و پيمان زناشويي بستيم ودر مسجد هامبورگ آلمان ?آيتا... شبستري? مارا به عقد يكديگر در آورد و ?الا? هم مسلمان شد.آنجا اجازه كار گرفتيم و سه سال در شركتپتروشيمي كارلسروهه كار كردم، همسرم همكارمند دولت بود، اما زماني كه كوروش را باردارشد، استعفا داد. البته آن روزها براي من كميمشكل بود، من دوشنبهها به كارلسروهه و آخرهفتهها به ?اندن? ميرفتم، جايي كه زندگيميكرديم، ?اندن? يك شهر ساحلي در شمالآلمان است كه در زمان جنگ دوم جهاني از آنجابه عنوان شهر زير درياييها نام ميبردند. مسير-700 800 كيلومتري كارلسروهه تا اندن برايمن مشكلساز بود و زماني هم كه الا باردار شدتصميم گرفتم كه كار در كارخانه پتروشيمي را ترككنم. با اندوختهاي كه داشتم، در ?اندن? يكهتل- رستوران خريداري كردم و غذاهايايتاليايي و يوناني را در آنجا سرو ميكرديم، نامرستوران هم از آنجا كه در نزديكي فرودگاه بود،?AIRPORT? گذاشتم و به لطف خدا، كارمانرونق گرفت. البته در آن سالها، چند هتل ورستوران ساختم و فروختم...
كوروش و فريدون در شهري به دنيا آمدند كه60 هزار نفر جمعيت دارد، در همان ?اندن?...تفاوت سني آنان سه سال است. از پرويز زنديپرسيديم كه در طي اين مدت به ايران ميآمديد،كه در پاسخ گفت: پس از اين كه ازدواج كردم،براي اولين بار با كوروش كه سه ساله و فريدون كه9 ماهه بود به همراه ?الا? به ايران آمديم، پس ازآن هر دو، سه سال يكبار به ايران ميآمدم امادفعات ديگر تنها ميآمدم، چرا كه بچهها كوچكبودند و همچنين كسي بايد از رستوران و هتلمراقبت ميكرد، تا من به خانوادهام سربزنم.
پرويز زندي در ادامه ميگويد: آخرين بار كهبه ايران آمدم يك سال و نيم پيش بود، قبل از اينكه بحث پيوستن فريدون به تيم ملي كشيدهشود...
زندي در ادامه ميگويد: البته سال گذشته مابازنشسته شديم، هم من و هم همسرم... و من?هتل رستوران? خود را فروختم. چرا كه طي اينسالها كار زيادي ميكرديم، به طوري كه شبانهروز، پنج ساعت ميخوابيدم. آشپز خارجيداشتم، ضمن اين كه ?الا? هم آشپز ماهري است،به خصوص غذاهاي ايراني را بسيار خوب درستميكند
كوروش در حالا حاضر دانشجوي دكترايورزش در كلن است. او ابتدا فوتبال بازي ميكردو سپس به بسكتبال روآورد و در تيمهاي?لوركوزن? و ?كلن? بازي ميكرد كه هم اكنونعضو تيم بسكتبال كلن است.
فريدون 18هم ساله كه بود از ما جدا شد و به?مپن? رفت تا پيش از گرفتن گواهينامه، من او رابه آنجا ميبردم كه در 100 كيلومتري اندن بود،سپس خودش به آنجا ميرفت، اما اين كه هر روزبه مپن برود و برگردد با سختيهاي زيادي مواجهبود; از اين رو، باشگاه براي او امكاناتي فراهمآورد تا اين كه وي در آنجا ماند و همين شد كه?فري? هم از ما جدا شد.
پس از اين كه به ?مپن? رفت، بازيهاي خوبياز خود به نمايش گذاشت و سپس به تيم جوانان واميد آلمان دعوت شد... پس از مپن به فرايبورگرفت، پس از فرايبورگ با اين كه چهار سالقرارداد داشت، در سال دوم به ?لوبك? پيوستو بازيهاي خوبي از خود به نمايش گذاشت وپس از آن هم به ?كايزرسلاترن? در جنوبغربيآلمان رفت، شهري كه نزديك به فرانسه است.
پرويز زندي برايمان از كشف استعداد و علاقهبه ورزش در فرزندان خود ميگويد: فريدون وكوروش به باشگاه اندن رفتند. فريدون 6 سالهبود و كوروش 9 ساله... آنها در فوتبال ثبت نامكردند، البته من به كشتي علاقه داشتم، اما درآلمان اين ورزش جايگاه خوبي ندارد، به هرحاليك روز به تمرين رفتم، ديدم فريدون دائما بهدروازه خودشان گل ميزند، چون كه رفيقشدرون دروازه ايستاده بود و فريدون هم در عالمبچگي، توجهي به مربيان نميكرد، رفتم سرفريدون داد زدم، كه پسر گل اين وره ، چرا آن ور ميزني،آمدم خانه و به مادرشان گفتم، آخر اين چههزينهاي است كه ما پرداخت ميكنيم، اين پسر بهخودشون گل ميزند و... (ميخندد). يك دوست آلماني داشتم، كه فوتباليست خوبيبود، از طرفي من هم شش ماه بود كه ديگر به محلتمرينات نرفته بودم. او آمد گفت: پرويز ببينپسرت چقدر خوب بازي ميكند، گفتم;چيميگي بابا، فري كه بازي بلد نيست، دائما تودروازه خودشان گل ميزند. به اتفاق دوستم بهآنجا رفتم و ديدم كه چقدر خوب بازي ميكند.در همان زمان ?فري? در خط مياني بازي ميكردو كوروش در خط دفاع، اما كوروش پس از مدتيبه من گفت: بابا من از فوتبال خوشم نميآيد. بهاين خاطر به بسكتبال رو آورد، كه البته الانپشيمان شده و ميگويد: ?بابا كاش من همانفوتبال را انتخاب ميكردم تا مثل فري پول درميآوردم.?
پس از اين كه فري در اين ورزشاستعدادهاي خود را نمايان ساخت، تصميم گرفتمكه او را از ?اندن? خارج كنم، چرا كه مربيانباشگاهي زياد به اندن توجه نميكردند، از اين روسعي ميكردم او را به باشگاه بزرگتري بفرستم.پس مجبور شدم، سه روز در هفته 150 كيلومتر،فري را به نزديكي ?برمن? ببرم و سپس 150كيلومتر آن را برگردانم كه كاري بس دشوار بود،اما حالا خوشحالم كه ميبينم مزد زحمات خود راگرفتهام.
?فريدون زندي? از كودكي با ايران بيگانهنبود. در خانواده او، هميشه از ايران صحبت بود ونقش پدر و مادر تا حد زيادي در اين روند موثربود، پرويز ميگويد: شايد باورش مشكل باشد، اماتمام اين خصوصيات را آنان از مادرشان گرفتنداصولا در آلمان بحث تبعيض نژادي بسيار جدياست، براي مثال چند تا از دوستانم كه همسرآلماني دارند، آنها اجازه نميدهند كهبچههايشان حتي ايراني ياد بگيرند، اما ?الا?نهايت تلاشش را كرد تا زبان ايراني و فرهنگايراني را به كوروش و فريدون ياد بدهد، كه البته?الا? هم اين فرهنگ را از من ياد گرفت،?ميخندد? و ادامه ميدهد: ?الا? غذاي ايرانيرا از خانوادهام ياد گرفت و حتي سعي كرد كه بهبچهها، غذاهاي ايراني بدهد، تا اين حد ?الا?سعي كرد كه بچهها را به ايران و ايرانيان آشنا كند.
از پرويز زندي پرسيديم كه چند نفر از اقوامشما در آنجا زندگي ميكنند، وي گفت: از ميانشش برادر و خواهر، يك برادر و يك خواهر درآلمان زندگي و بقيه در ايران زندگيميكنند...
زماني كه زندي 19 ساله بود، ابراهيم طالبي اورا ديده و به او پيشنهاد داده بود كه در تيمايران بازي كند، كه آن زمان اين وضع پس ازمدتي بايكوت ماند... چهار سال بعد توسط يكي ازدوستان، فيلمهاي بازي زندي، را به برانكورسانديم، البته من و مادرش دوست داشتيم كه اودر ايران بازي كند.
خاطرهاي از فدراسيون تركيه در ذهنفريدون باقي ماند، آنها سريع از بازيكنان شاغلدر آلمان دعوت ميكنند كه ديگر نتواند در آلمانبازي كند، از طرفي كلينزمن هم نام او را در ليستگذاشته بود تا براي بازيهاي دوستانه مقدماتيجام جهاني از او استفاده كند، من انتخاب رابرعهده ?فري? گذاشته بودم، او ميترسيد كه بهاردوي ايران دعوت شود، يك بازي كند و بعدخط بخورد و آن گاه بازي در تيم ملي آلمان راهم از دست بدهد، در همان زمان كلينزمن او را بهتيم ملي آلمان دعوت كرد، كه فري به او گفت:اجازه بدهيد فكر كنم، اما پس از اينكه ديد،برانكو به او اعتقاد دارد، در نهايت تيم ملي ايرانرا انتخاب كرد و من و مادرش از اين تصميم اوخوشحال شديم. زماني كه او به ما زنگ زد و گفت:ايران را انتخاب كردم، من و مادرش از خوشحاليگريه كرديم.
از طرفي ?فريدون? از علاقه ايرانيها بهخودش با خبر شد و در مدتي كه در ايران بود، ازبرخورد مردم با خود بسيار راضي است و عاشقجو ايران شد.
در همين هنگام مادر فريدون كه ساكت بودگفت: آلمانيها بسيار مغرور هستند، بينيهايآنان، بالاست من دوست دارم فري در ايرانبازي كند، من هم عاشق ايران هستم و دوستدارم در ايران زندگي كنم.
پرويز زندي ميگويد: چند ملك از ارث پدريبه ما رسيده كه تصميم دارم، آنها را بفروشم البتههمسرم دوست دارد، در ايران زندگي كند.
دلمان ميخواست از زندگي ?الا كخ? بيشتربدانيم، او ميگويد: زماني كه به دنيا آمدم، مادرمرا از دست دادم، سپس پدرش زني ديگر اختياركرد. 14 ساله كه بود، مادر بزرگش به او ميگويد:مادرت در زمان بارداري تو، فوت كرد; او فهميد وگريه كرد، اما از آنجا كه مادر ناتنياش بسيارمهربان بود، با او غريبگي نميكرد. وي ميگويد : من از روابط اقوام و آشنايان در ايران بسيار تعجب ميكنم، درآلمان چنان مسئلهاي نميبينم، اما در ايران اينوضع برايم خوشايند است، به همين خاطر دوستدارم در ايران زندگي كنم.
?پرويز زندي? ميگويد: از زماني كه درسال90 ديوار برلين فرو ريخت، خيلي ازكشورهاي بلوك شرق به مانند: يوگسلاوي،اوكراين، بلغارستان و آلباني و... به آلمان آمدند.تعداد بيكاران در آلمان بيداد ميكند، در آلمان5ميليون بيكار داريم. اما ميخواهم چيزيبگويم كه بايد معذرت خواهي كنم، بيشتر ايرانيانيكه در سالهاي اخير به آلمان آمدند، اوضاعدرستي ندارند; خيلي از آنها وطن فروشي كردند،من كه 36 سال است در آلمان زندگي ميكنم، بهايران عشق ميورزم، عدهاي هم آمدند به ظاهرپناهنده سياسي شدند و ميگويند ما در ايرانفعال سياسي بوديم، اما دروغ ميگويند، اينافراد اصلا نميدادند كه ?سياست? را چگونهمينويسند، اين افراد چهره ما را خراب كردند،ديگر نميگويند كه ما سالها در اينجا زحمتكشيديم، ماليات داديم، كار كرديم، فرزندانمان رادرست تربيت كرديم و... به هر حال براي وضعيتايرانيان متاسفم، گرچه بايد قبول كرد كه تبعيضنژادي در آلمان بيداد ميكند. براي مثال درايالت باواريا، كه بايرن مونيخ تيماصلي اين ايالتاست، بيشتر اهالي باواريا ضدخارجي هستند. آنهاحتي آلمان راهم قبول ندارند و ميگويند، ما بايدخودمان پادشاه مي شويم و اين امر براي بازيكنانخارجي كمي مشكل است.
_
تولدت مبارک
جدیدترین اخبار از فریدون![]()
زندی نیوز- فریدون زندی که اخیرا در تست تمرینی تیم «ویگان» لیگ برتر انگلیس به سر می برد٬ به شدت مورد توجه مقامات باشگاه «آلکی لارناکا» قرار گرفته است. به گزارش نشریه ی قبرسی «simerini» سران باشگاه مذکور در روزهای اخیر به طور مداوم پیگیر این امر بوده اند تا طی هفته ی آینده مذاکراتی را با زندی انجام دهند. گزارشات حاکی از آن است که تمایل سران باشگاه آلکی برای جذب زندی به حدی است که حاضرند برای در اختیار داشتن وی در فصل آینده مبلغ بسیار بالایی را بپردازند.
البته با توجه به وضعیت کنونی نه چندان مطلوب تیم آلکی و پیشنهادات زندی از تیم های اروپایی و صدر جدولی قبرس بعید به نظر می رسد که باشگاه فوق موفق به جذب وی شود.
زندی نیوز-
در حالی که در هفته ی گذشته چندین خبرگزاری قبرسی ازجمله سایت طرفداران باشگاهAEL لیماسول از پیوستن فریدون زندی به این تیم خبر داده بودند٬ سران این باشگاه در طی بیانه ای رسمی اعلام کردند که اگرچه رایزنی هایی با زندی و مدیر برنامه های وی انجام شده است اما هیچ توافقی صورت نگرفته است.
پیش از این دو روزنامه ی معتبر قبرسی مطالبی درباره ی مذاکرات زندی با دو تیم «AEL لیماسول» و «آلکی» منتشر کرده بودند واعلام شده بود که توافقات اولیه با باشگاه «AEL »حاصل شده است و در طی دو هفته قرار داد رسمی منعقد خواهد شد.
اما روز گذشته « آندریاس میکالیدس » مدیر باشگاه «AEL » در پاسخ به این موضوع به طور رسمی اعلام کرد که تا کنون مذاکرات رسمی تنها با سه بازیکن انجام شده است که زندی در میان آن ها نبوده است.
گفتنی است که در حال حاضر چندین باشگاه مطرح قبرسی خواهان به خدمت گرفتن زندی هستند. اما مذاکرات جدی با هیچ یک از آن ها انجام نشده است.
فریدون زندی در تست آزمایشی باشگاه «اف. سی ویگان» لیگ برتر انگلیس :
زندی نیوز- به گزارش زندی نیوز و به نقل از خبرگزاری معتبر«Kerkida » فریدون زندی ٬ بازیکن سابق تیم المپیاکوس نیکوزیا و آپولون لیماسول از روز یکشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۷ و به مدت ۴ روز در تست تمرینی تیم «اف. سی ویگان» شرکت خواهد کرد.
دو طرف پس از پایان تست به پای میز مذاکره خواهند نشست٬ تا در صورت توافق قرار داد نهایی را به ثبت برسانند.
تیم ویگان در فصل گذشته در مکان ۱۷ ام جدول رده بندی لیگ برتر انگلیس قرار گرفته بود. و هم اکنون در جایگاه ۱۵ ام جدول رده بندی قرار دارد.
پیش از این شایعه شده بود که زندی قرار دادی را به مدت یک فصل با تیم قبرسی «A.E.L limassol » امضا کرده است.
اگرچه پیش از این زندی مذاکراتی را با یکی از تیم های صدر جدولی قبرس انجام داده بود.اما تیم مذکورA.E.L نبوده است
|
فريدون در ليست استيلي علي مرزبان به عنوان نماينده حبيب کاشاني مشغول مذاکره با دو لژيونر ايراني حاضر در اروپا است.
![]() |
بر طبق آخرین اظهارات مقامات باشگاه المپیاکوس نیکوزیا٬ فریدون زندی به طور قطع در فصل آینده برای این تیم بازی نخواهد کرد.
جرج باریوس در این باره اذعان داشت :
«زندی و ماسادو دو مهره ی با ارزش برای ما بودند٬ متاسفیم که باید به اطلاع برسانیم که این دو تمایلی به بازی در دسته ۲ ندارند.»
لازم به ذکر است در حال حاضر یک ماه از قرار داد زندی با المپیاکوس نیکوزیا باقی مانده و وی در طی مدت این یک ماه در جلسات تمرینی تیم حضور خواهد داشت. اما قرارداد جدیدی امضا نخواهد کرد.
وی در حال حاضر از دو تیم آنورتوسیس(قهرمان این فصل لیگ قبرس) و اومونویا نیکوزیا (تیم سوم قبرس) پیشنهاد دارد.
امیدوارم حالتون خوب باشه![]()
پیشاپیش عید نوروز رو به همه ی ما تبریک میگم
وسال خوبی رو برای همه شما هواداران فریدون
آرزومندم![]()
به امید موفقیت همه ی هواداران فریدون وخود فریدون
در سال ۱۳۸۷![]()

۱۷ بهمن چهلمین روز در گذشت قهرمان ومحبوب ملی
زنده یاد آیدین نیکخواه بهرامی به همه ی ورزش
دوستان و دوستداران زنده یاد آیدین تسلیت میگم![]()
یاد وخاطره ی آیدین همیشه باماست![]()
روحش شاد ویادش گرامی باد![]()